سابقه و هدف: عدم تبعیت پزشکان از راهکار داتس از علل ناموفق بودن کنترل سل میباشد. هدف از این مطالعه بررسی میزان تبعیت پزشکان بیرجند از داتس و تعیین عوامل مرتبط با آنست. مواد و روش ها:پژوهش حاضر مطالعه ای مقطعی-تحلیلی بود. جمعیت مورد مطالعه شامل تمامی پزشکان عمومی و متخصصین داخلی، عفونی و اطفال فعال در شهرستان بیرجند، سال 1403 بود. جمع آوری داده ها با استفاده از پرسشنامهای روا و پایا شامل سوالات دموگرافیک و 20سوال سناریومحور چهارگزینهای بر اساس استراتژیداتس انجام گردید. اختلاف تبعیت در گروهها، توسط T-test وANOVA و عوامل مرتبط با آن توسط مدل رگرسیون خطیچندگانه با استفاده از نرم افزار SPSS-26مورد بررسی قرار گرفت. یافته ها:کل پزشکان واجد شرایط در مطالعه 121 نفر بودند که 109 نفر به پرسشنامه ارسالی پاسخ دادند (میزان پاسخدهی: 91%). میانگین سن پزشکان 5/7 ± 28/37 سال بود که 56% آنها مرد و 2/75 % (82 نفر) پزشک عمومی بودند. تقریبا 15% از پزشکان هیچگونه آشنایی با داتس نداشتند. میانگین نمره تبعیت از داتس 5/4±51/10 از 20 نمره بود که نامطلوب ارزیابی شد. نمره تبعیت در حیطه تشخیص، پیگیری و پیگیری اطرافیان بیمار به ترتیب 07/1 ± 42/2،22 /1 ±99/1 و 06/1± 61/2 از 4 نمره و در حیطه درمان 76/1 ± 49/ 3 از 8 نمره بود.تحلیل رگرسیون خطی چندگانه نشان داد پزشکان زن بطور معنی داری نمره تبعیت بالاتری نسبت به پزشکان مرد (02/0=, p65/1=β) داشتند. وجود آشنایی خوب (001/0>, p4/5=β) و آشنایی مختصر پزشکانبا استراتژی داتس (019/0=, p47/2=β)نسبت به عدم آشنایی، بطور معنی داری با نمره تبعیت بالاتر همراه بود. نتیجهگیری: تبعیت پزشکان از استراتژی داتس نامطلوب بوده است. پزشکان زن و افرادی که آشنایی قبلی خوب و مختصر با استراتژی داتس داشتند، میزان تبعیت بالاتری داشتند.